تبلیغات
مقاله های آموزشی - تعریف دقیق تعارض


 

 

 

 

 

 

 

ارتباط والدین و فرزندان از جمله موارد مهمی است که سالها نظر صاحب نظران و متخصصان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود می آورد  و    مهم ترین محیط اجتماعی است که رشد و تکامل کودکان و نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد.  کودک در خانواده پندارهای اولیه را درباره جهان فرا می گیرد ، از لحاظ جسمی و ذهنی  رشد می یابد ، شیوه سخن گفتن را می آموزد ، هنجارهای اساسی را یاد می گیرد و سر انجام نگرش ها ، اخلاق و..... شکل می گیرد و اجتماعی  می شود. تجارب اولیه کودک در خانواده ، سازنده شخصیت و رفتارهای وی در نوجوانی  است(هیبتی ،1381).

نوجوانی

نوجوانی ، سنین بین 12 تا 18 سالگی را در بر گرفته ایم (کیم[1] و دیگران ، 2002 ، به نقل از اختیاری ،1385). و به عنوان دوره انتقال و سازماندهی مجدد در روابط خانوادگی در نظر گرفته می شود(گروتی وانت ، کوپر ، 1986 ، استین برگ ، 1990 ، به نقل از آلیسون[2] و دیگران ، 2004).

مشخصه این تغییرات انتقالی است که در اعمال قدرت یک جانبه والدین بر فرزندان رخ می دهد و به اعمال قدرتی دو جانبه منجر می شود که نوجوانان در فرایند تصمیم گیری سهیم می شوند و به میزان بیشتری روی رفتارهای شخصی شان اختیار دارند(یونیس و اسماله[3] ،1985، به نقل از آلیسون و دیگران، 2004). این انتقال و مذاکره مجدد در خصوص اختیار و کنترل ، با دسته ای از تغییرات همبسته است(جسمی ، اجتماعی ، شناختی). تعریف مجدد خود یا انتقال هویت فردی که در این دوره اتفاق می افتد نتیجه این انتقالات در الگوی روابط خانواده با تعارض بین نوجوانان و والدینشان مرتبط است. تحقیقات از این ادعا حمایت می کنند که تعارض جزئی از روابط والدین – نوجوانان
است(لارسون
[4] ،1995 ، به نقل از آلیسون و دیگران ،2004). تحقیقات بر وجهه معمولی تعارض والدین – نوجوانان تمرکز کرده اند مواردی چون فراوانی و شدت آن ، ویژگی های تحولی دوران نوجوانی ، انواع موضوعات تعارض و پراکندگی آن در بین خانواده ها (باربر، 1994 ، منت مایر، 1983 ، سمتانا،[5] 1989 ، به نقل از آلیسون و دیگران ،2004). با آغاز بلوغ ، نوجوانان و والدین در رابطه با یکدیگر ، فاصله بیشتری را تجربه می کنند و این فرایند کناره گیری متقابل است (میکوجی،[6] 1998 ، ترجمه همتی، 1384).

برخلاف عقیده رایج رابطه بیشتر نوجوانان با والدین با خصومت و طرد همراه نیست؛ گرچه اختلافاتی به چشم       می خورد . از آنجا که نوجوانان نیاز دارند از نظر عاطفی و مالی مستقل از والدین باشند ، به یک هویت مستقل دست یابند و ارزشهای خود را حاکم سازند ، تعارض با والدین آغاز می گردد. البته توجه به این نکته حائز اهمیت است که تضادها در روابطی پدیدار می شود که سابقه طولانی از کشمکش ها با هم داشته باشند. در اغلب موارد وجود پیوند های عاطفی صمیمانه ، تعارضات را تحت کنترل در آورده و احساسات مثبت را برقرار ی سازد(بیابانگرد ،1384). رشد در دوران بلوغ ، چرخه ای بی نظیر در زندگی انسان است. دختران در این دوره تغییرات فیزیکی ، شناختی عاطفی و اجتماعی زیادی را تجربه می کنند. ارتباط مادر با دختر از دوران طفولیت مادر شروع می شود. در بسیاری اوقات دوران طفولیت مادر ، تعیین کننده دوران طفولیت دخترش خواهد بود . مادر به دخترش می آموزد که درباره خود چه احساسی داشته باشد ، چگونه با موقعیت های تنش زا روبرو شود ، چگونه از زندگی اش لذت ببرد و بر ترس هایش غلبه کند(هریس و هریس[7] ، ترجمه آرام نیا و حسینی ،1386). اختلافات بین والدین و نوجوانان در حدود 14-15 سالگی به نقطه اوج خود می رسد و بیشتر تعارضات در مورد مسائل جزئی نظیر سبک لباس پوشیدن ، مدل مو و نوع موسیقی ، رفتار جنسی ، مصرف مواد ، مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی ، عادات مطالعه ، انتخاب دوست و...... باشد(بیابانگرد ،1384).

تعارض بخش اجتناب ناپذیر هستی انسان است خواه در زندگی شخصی و خواه در زندگی سازمانی . هر زمان و هرکجا که افراد به طور جمعی کار کنند و یا دور هم جمع باشند احتمال رخداد تعارض وجود دارد . شاید بتوان گفت که در تمامی کوشش های انسانی اگر ، همکاری یک روی سکه باشد تعارض روی دیگر آن است . تعارض در عرصه های مختلفی بین افراد ، گروها ، یا ملت ها روی می دهد ، بنابراین تعارض باید از منظر خرد کلان نگریسته شود(هریگوپال[8] ،1995).

 

تعریف تعارض

تعارض از نظر لغوی یعنی معترض یکدیگر شدن ، با هم اختلاف داشتن(فرهنگ عمید ،1360). تعارض عبارتند از عدم توافق و مخالفت دو فرد با یکدیگر ، ناسازگاری نظرات و اهداف رفتاری که در جهت مخالفت با دیگری صورت می گیرد و همچنین ستیزه‌ای بین افراد در اثر منافع ناهمسو و اختلاف در اهداف و ادراكات مختلف (رابینز[9]،1991، به نقل از صمدی، 1380). تعارض فرایندی است که در آن فردی در می یابد شخص دیگری به طور منفی روی آن چیز که در تعقیب می کند تاثیر گذاشته است( وودمن[10] و دیگران ،1995، به نقل از صمدی، 1380).

تعارضات محرکی برای ایجاد در روابط و ابراز هیجانات هستند که ممکن است در واقع موجب بهبودی در روابط میان والدین و نوجوانان شوند. تعارضات می تواند نشان دهد که شیوه های ارتباطی کنونی ناموثر هستند و به راهبرد های همیارانه و اثر بخش تر نیاز است. از این دیدگاه ، تعارضات فرصت های را برای نوجوانان جهت مذاکره مجدد در مورد رابطه انسان فراهم می کند .بنابراین می توان تعارض والدین و نوجوانان را یک جز طبیعی از فرایند رشد ، یک عامل تسهیل گر رشد روانی ، ایجاد هویت و مسئولیت پذیری و...... ، قلمداد کرد . تعارض بخش گریز ناپذیر روابط انسانی است و هرچه روابط صمیمانه تر باشد تعارض بیشتری  محصول آن خواهد بود. (وودمن[11] و دیگران ،1995، به نقل از صمدی، 1380).

تصور کلی بر این است که تعارض پیامد های منفی بر فرد یا سازمان  دارد. مثلا خود را در یک موقعیت تعارض شدید تصور کرده و حالت ذهنی خود را آزمایش کنید شما در این وضعیت عصبی ، نا آرام و شدیدا مضطرب هستید و     نمی توانید روی کار خود تمرکز داشته باشید ، وعملکرد شما زیانبار است. تصمیم های اتخاذ شده ممکن است نا مناسب باشد. بنابراین تعارض ها می تواند به کارآیی فرد آسیب برساند. برخی پیامد های تعارض مصرف الکل ، مواد مخدر ، کم خوری یا پر خوری ، رفتار پرخاشگرانه یا اطاعت بیش از حد ، و....... باشد.

همچنین پیامد های روانشناختی و تغییرات فیزیولوژیک مثل :

آدرنالین و نورآدرنالین به خون ریخته می شود وحالت برانگیختگی و تحریک پذیری بوجود می آید.

ضربان قلب افزایش می یابد ، فشار خون بالا می رود ، معده خوب کار نمی کند و.......

بدیهی است که تعارض نه تنها بر عملکرد فرد تاثیر می گذارد بلکه اختلالات روان تنی را به دنبال دارد که سلامت روان فرد را به مخاطره می اندازد مانند بی توجهی ، بی علاقگی ، نارضایتی ، اضطراب ، انزوا ، نا کامی ، و....... (هریگوپال ،1995).

 وچینیچ (1990) معتقد است که تعارض به 2 نوع سازنده و مخرب تقسیم می شود :

1-تعارض های سازنده که بر موضوعات کنونی متمرکز است و مذاکره و مصالحه ، راه حل مناسب برای آنها می باشد.

2-تعارض های مخرب که بر موضوع ها و مسائل کنونی متمرکز نبوده و در حل آنها معمولا از زور و تهدید و رفتار استبدادی استفاده می شود.

 همچنین راهبرد های مقابله با تعارض به طور کلی به 3 معقوله تقسیم می شود :

ابراز نیرو و قدرت به شکل عمل فیزیکی ، استفاده از تهدید ، و......

مذاکره از طریق میانجی گری فرد سوم ، مصالحه یا عقب نشینی کردن

رهایی از تعارض به شکل رها کردن مسئله ، اجتناب از تعارض و هیچ کاری نکردن

هر کدام از راهبرد های حل تعارض تابع عواملی مانند سن ، جنس ، رشد شناختی ، فرهنگ ، نوع رابطه ، موقعیت ، شخصیت ، و..... است(ویچینیچ ،1990 ،کولینس ، لاورسن[12] ،1992). با در نظر گرفتن ماهیت تعارض و شیوه ها و راهبرد های مقابله ای می توان گفت که اگر شیوه های مناسبی برای حل تعارض بکار رود پیامد های کار آمد و سود مندی بوجود خواهد آمد. به نظر( هاتفلید،1995 ، به نقل از استونی[13] و همکاران ،1999) مقدار متوسطی از تعارض درون شخصی ، بین شخصی ، درون گروهی ، بین گروهی همراه با استفاده از شیوه حل تعارض مناسب برای کارایی شخص و سازمان موثر و مفید بوده است . زیرا این امر باعث شکوفایی استعداد و خلاقیت افراد می شود. البته باید مطمئن بود که مقدار در سطح مناسب مطلوب و سالم بوده و در آن سطح باقی خواهد ماند.

بسیاری از مادران می ترسند که دخترانشان به حرف آنها بی اعتنایی نماید و بیشتر به حرف دوستان خود باشند اما چنین نیست بسیاری از مادران در اثر همین فکر کناره گیری می کنند و خود را از دید دخترشان فاقد ارزش می دانند. در یک پژوهش از دختران سوال شده بود که چه کسی را بیش از همه تحسین می کنند. 40% آنها مادرانشان را قابل تحسین می دانستند. بیشتر مطالعات بر روی نوجوانان نشان داده است که نوجوانان ، تاثیر والدینشان را بیش از همسالان ، معلمان و تبلیغات روی موضوعاتی که برای آینده آنها مفید است در نظر می گیرند(کوهن ، سندلر،2007).



[1]-Kemm

[2]-Grote vant , Cooper , Steinberg and Allison 

[3]-Youniss and Smaller

[4]-Laursen

[5]-Barber , Monte mayor , Smetana

[6]-Micucci

[7]-Harres

[8]-Harigopal ,k

[9]-Robiens

[10]-Vodman

[11]-Vodman

[12]-Vuchinch,S ,Collins.W,Laursen ,B

[13]-Stony 

دانلود مقاله و پایان نامه
نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور 1397 ساعت 03:00 ب.ظ توسط : آموزش یار | دسته :
  • [ نظرات ]