تبلیغات
مقاله های آموزشی - وظایف مدیران از دیدگاه‌های مختلف

لازم به ذكر است كه وظایف كلی مدیران واحدهای آموزشی براساس اهداف مدیریت تنظیم و بیان می‌شود. این وظایف را علاقه‌بند این‌گونه بیان می‌كند:

- برنامه آموزشی و تدریس:

مهمترین وظیفه مدیران آموزش، هدایت جریان آموزشی و یادگیری به ویژه تسهیل جریان رشد و پرورش دانش‌آموزان است، نقش مدیران آموزش سازماندهی موثر و بسیج منابع انسانی و مالی و مادی و هدایت فعالیت‌های اجرائی برنامه‌های آموزشی است.

- امور دانش‌آموزان:

الف- پذیرش، ثبت نام، گروه‌بندی و نگهداری آمارهای حضور و غیاب سوابق و اطلاعات شغلی و تحصیلی دانش‌آموزان.

ب- شناسایی توانایی‌های علائق و نیازهای فراگیران و پرورش آنها.

- امور كاركنان آموزشی

- روابط مدرسه و اجتماع

- تسهیلات و تجهیزات

- امور مالی و اداری (علاقه‌بند، 1372)

دكتر اقتداری عناصر زیر را به‌عنوان وظایف خاص مدیریت مورد توجه قرار می‌دهد:

«برنامه‌ریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری و كنترل و نظارت» (اقتداری، 1372، ص 62).

دكتر مصطفی عسگریان وظایف زیر را برای مدیران آموزشی مورد توجه قرار می‌دهد:

-        موجودیت آنها كاملاً بازدهی عاید كند.

-        از نهادهای اجتماعی ناشی شوند و از یك نقش اجتماعی برخوردار باشند.

-        زمان فعالیتشان متناسب با نوع اهداف و مقاصدی باشد كه به خاطر تحقق آنها به وجود آمده‌اند. لذا عمر سازمان‌ها می‌تواند كوتاه، كم دوام و یا طولانی باشد. (عسگریان 1385، ص 25)

سازماندهی فعالیت مستمری است كه مدیر همواره با آن روبه‌روست و منحصر به طراحی سازمان در ابتدای آن نمی‌شود. از این روست كه برخی از صاحبنظران سازمان و مدیریت ازجمله «همیتون» این وظیفه مدیر را سازماندهی مجدد نام نهادند. (الوانی، 1368، ص 61)

بدین معنی كه مدیر دائماً در كار اصلاح و بهبود سازمان و طراحی مجدد آن است. سازمان برای همپایی با محیط متغیر اطرافش باید دائماً در حال تغییر و تحول باشد و مدیر است كه به كمك سازماندهی محیط این حالت پویا را در سازمان حفظ می‌كند.

عسگریان (سال 1371) در كتاب سازمان و مدیریت آموزش و پرورش درباره سازماندهی به عنوان یكی از وظایف مدیران آموزشی می‌نویسد: «سازماندهی در محل عبارت است از ایجاد نظم و نسق كاری برای هر كس به انضمام هماهنگ كردن و مرتبط ساختن مساعی یك عده، با ایجاد موازین خاصی به طرف هدف‌های مشخص» به وسیله یك سازماندهی خوب می‌توان صرفه جویی در زمان و امكانات مادی و مساعی نیروی انسانی را ایجاد نمود و حداكثر استفاده از حداقل امكانات را موجب گردید. لازمه سازماندهی یك كار گروهی، مطالعه زمان، برآورد امكانات مادی، تقسیم كار و تهیه وسایل لازم است. سازمان دادن پایه‌های موسسه را محكم می‌كند. لازم است بر اصولی متكی شود چون:

-        هر گروه باید دارای مسئولی باشد كه در مقابل مافوق‌تر خود مسئولیت دارد.

-        مسئولین باید توجه به كیفیتشان به كار گمارده شده و بدون در نظر گرفتن كیفیت افراد مسئولیتی به آنها واگذار نشود، تا ثمره بهتری عاید شود.

-        برای روز مبادا، جهت هر مسئولی جانشینی در نظر گرفته شود.

-        با توجه به مسئولیت‌ها و وظایف هر یك از كاركنان، در صورت مشاهده زمان اضافی، كار فوق‌العاده برای آنان تعیین شود.

-        كارها باید بین اعضاء هم ردیف شوند.

-        تخصص‌ها در مسیر خود به كار گرفته شوند، از واگذاری امور خارج از تخصص به افراد جلوگیری شود.

ایشان معتقدند علاوه بر اصول مذكور سازماندهی باید:

1-    طرح و برنامه‌ریزی‌های آموزشی و پرورشی: مدیر وظیفه دارد، امور سازمانی را طرح نموده و جهت اجرای امور برنامه‌ریزی نماید، برنامه‌ریزی یعنی عملیاتی كه مدیر بدان وسیله نقشه كارهای مربوطه به هدف‌های سازمان و راه و روش برآورد آنها را برای آینده تهیه می‌بیند.

2-    سازماندهی: یعنی ایجاد نظم و نسق كاری برای هر كس به انضمام هماهنگ كردن و مرتبط ساختن مساعی یك عده با ایجاد موازین خاصی به طرف هدف‌های مشخص

3-    پیش‌بینی: یعنی پیش‌بینی انجام امور سازمان با استفاده از منابع اطلاعاتی اداری و غیر اداری كه از محیط كاری منشعب می‌شود و با به كار بردن بینش و اندیشه‌های مشخص.

4-    هدایت و رهبری: یعنی هدایت و رهبری دستگاه تحت مدیریت فرد در مسیر برآورد هدف كلی آن موسسه

5-    ایجاد روحیه؟ یعنی تشویق و ترغیب كاركنان سازمان برای انجام كار جهت حصول به اهداف سازمانی.

6-    اجرای صحیح مقررات به منظور باروری هدف‌های تربیتی.

7-    رعایت مقررات انضباطی كاركنان با توجه به تحكیم روابط انسانی و علت‌یابی بی نظمی احتمالی اعضاء

8-    تشكیل جلسه و همكاری‌ها، به منظور انتقال اطلاعات، ایجاد زمینه مشاوره، تعلیم دادن و توزیع نمودن وظایف (عسگریان، 1385، ص 98-104)

از بین وظایف مدیران كه شرح آن از دیدگاه‌های مختلف رفته چهار وظیفه به عنوان وظایف كلی و عمومی مدیران انتخاب نموده و به طور مختصر بیان شده است.

وظایف منتخب عبارتند از: برنامه‌ریزی، سازماندهی، هماهنگی، تحكیم روابط انسانی.

امروز درباره عناصر مدیریت و یا وظایفی كه مدیر به اعتبار مقام و موقعیت سازمانی خود انجام می‌دهد وحدت نظری وجود دارد. (اقتداری، 1372، ص 62)

 

برنامه‌ریزی

برای برنامه‌ریزی تعاریف متعددی وجود دارد كه هر یك از آنها با توجه به دیدگاه، ویژه تعریف كننده و وابستگی او به حوزه علم و دانش خود است. مثلاً:

«برنامه‌ریزی شامل تعیین هدف و وضع خط مشی، تبدیل هدف به صورت برنامه عملیات و پیش‌بینی چگونگی اجرای آنها می‌شود به عبارت دیگر برنامه‌ریزی براساس پیش‌بینی، دورنگری درباره این كه برای رسیدن به هدف معینی چه كاری، چگونه و در طی چه مدت زمان و به وسیله چه افرادی بایستی انجام شود استوار است. (اقتداری، 1372، ص 67).

برنامه‌ریزی فراگردی است مداوم، حساب شده و منطقی، جهت‌دار و درونگر، به منظور ارشاد و هدایت فعالیت‌های جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب». (فیوضات، 1381، ص 17)

اصولاً برنامه‌ریزی به مدیران و كاركنان سازمان این امكان را می‌دهد كه با آزادی بیشتر آنچه را كه خواستارند بدست آورند و مدیران موفق برای برنامه‌ریزی اهمیت و ارزش فوق‌العاده‌ای قائل هستند و از آن به عنوان بزرگترین اهرم آن برای پیش‌بینی صحیح فعالیت‌های مثمر به ثمر می‌باشد.

الوانی برای یك برنامه‌ریزی جامع مراحل زیر را مورد توجه قرار می‌دهد: (الوانی، 1368، ص 58)

1-    تعیین و تدوین اهداف و آینده سازمان

2-    شناخت اهداف و استراتژی‌های موجود در سازمان

3-    تجزیه و تحلیل شرایط محیطی سازمان

4-    شناخت وضع موجود سازمان

5-    تعیین تغییرات مورد لزوم

6-    تصمیم‌گیری در مورد استراتژی‌های مطلوب

7-    اجرای استراتژی‌های جدید

8-    كنترل و سنجش استراتژی‌های جدید در عمل

اما دكتر اقتداری برنامه‌ریزی را شامل سه مرحله زیر می‌داند: (اقتداری، 1372، ص 76)

«برنامه‌ریزی شامل تعیین و وضع خط مشی، تبدیل هدف به صورت برنامه عملیات و پیش‌بینی چگونگی اجرای آنها می‌باشد.»

بنابراین تعیین هدف‌ها و خط مشی‌های سازمان یكی از مسائل اساسی برنامه‌ریزی است كه این هدف‌ها و خط مشی‌های كلی باید به هدف‌های متعدد و جزئی تجزیه شوند تا جهت فعالیت‌های روزانه افراد و واحدهای مختلف دستگاه را تعیین كنند.

 

سازماندهی

قبل از پرداختن به سازماندهی به عنوان یكی دیگر از وظایف مدیر، ذكر تعاریفی چند از سازمان ضرورت دارد.

سازمان عبارتست از اجتماع یاز انسان‌هایی با عقاید و ایدئولوژی‌های مختلف كه همگی متفق‌القول برای به ثمر رساندن یك و یا چند هدف مشخص و معین با یكدیگر همگامی و همكاری نموده از كلیه امكانات تكنولوژی جدید نیروی انسانی استفاده می‌كنند. (پرهیزگار، 1382، ص 97)

دكتر عسگریان در كتاب سازمان و مدیریت آموزش و پرورش ضمن بیان تعریفی از سازمان معتقد است كه سازمان‌ها در هر جامعه‌ای متاثر از هر شرایطی كه باشند، باید ویژگی‌هایی داشته باشند كه پاره‌ای از آنها را به شرح زیر بیان می‌كند:

-        كاملاً ساده و از ایجاد مخارج گزاف به دور باشد.

-        وظایف اعضاء را روش و كامل در اختیارشان قرار دهد.

-        انجام امور را تسریع كند.

-        امكانات انجام امور را تدارك دیده و كاركنان را ا زبیكاری دور سازد.» (عسگریان، 1385، ص 10)

بنا به آنچه گذشت، سازماندهی را می‌توان تقسیم كار و قرار دادن اشخاص بر حسب ملاك‌های اجرایی پست و مشخص نمودن روابط بین آنها و تامین و تجهیز وسایل و امكانات لازم برای ه رمسئولیت و وظیفه تعریف كرد.

 

هماهنگی

یكی از وظایف مهم مدیر هماهنگی است. اهمیت این موضوع به حدی است كه گروهی از صاحبنظران مدیریت را علم هماهنگی منابع انسانی و مادی تعریف كرده‌اند. دكتر اقتداری در این مورد می‌نویسد: «اگر بخواهیم مدیریت را بر حسب عناصر تشكیل دهنده آن و یا وظایف مدیر تعریف كنیم مدیریت را می‌توان علم و هنر متشكل و هماهنگ كردن رهبری و كنترل فعالیت‌های دسته‌جمعی برای نیل به هدف‌های مطلوب با حداكثر كارایی تعریف كرد.» (اقتداری، 1372، ص 61)

از وظایف مهم مدیر ایجاد موازنه و تطبیق وظایف متعددی است كه واحدهای مختلف سازمان به منظور تامین هدف مشترك انجام می‌دهند. در تشكیل سازمان، وظایف بین واحدهای مختلف سازمان به منظور تامین تقسیم كار و وظایف انجام می‌شود و به فرض این كه با رعایت اصول طبقه‌بندی منطقی صورت گرفته باشد به خودی خود تحقق هدف یا هدف‌های عمومی سازمان را تضمین نمی‌كند. زیرا این امر مستلزم برقراری تعادل و تطبیق لازم بین وظایفی است كه میان واحدهای مختلف سازمان تقسیم شده است. سازمان مانند ماشینی است كه هر قسمت آن وظیفه خاصی را انجام می‌دهد و هماهنگی میان اجزاء مختلف ماشین ضروری است. به همین ترتیب انطباق و تعادل وظایف واحدهای متعدد سازمان برای تعیین هدف‌های مشترك لازم است. (اقتداری، 1372، ص 63-64)

 

تحكیم روابط انسانی

یكی از وظایف مهم و اساسی مدیر هدایت‌ گروه‌های انسانی سازمان به سوی اهداف مشترك است. هر چه مدیربتواند با روش‌های دوستانه و تحكیم روابط بین خود و كاركنان و با نفوذ شخصی بیشتر كه ناشی از برخوردهای عاقلانه و عملكردهای مدبرانه است، اعمال مدیریت كند كاركنان او را بهتر می‌پذیرند و در جهت تحقق اهداف سازمانی بیشتر تلاش می‌كنند. بهرنگی در كتاب مدیریت آموزشی می‌نویسد: «قسمت اعظم موفقیت مدیران مبتنی بر نفوذ آنان در فكر و ذهن كاركنان و اشخاص ذیربط می‌باشد. برای مدیران درك و عمل به مهارت‌هایی كه بتوانند افراد را برانگیزد و هماهنگی لازم میان شخصیت و نیاز انسان برقرار كند واجد اهمیت اساسی است.

بخش عمده مدیریت فراهم آوردن محیط مناسب كار و گردآوری كاركنان به صورت گروه‌هایی است كه در حصول به اهداف مشترك خود و سازمان همكاری نمایند. بنابراین برای موفقیت مدیر شناخت انگیزه‌ها (عوامل برانگیزاننده) در كاركنان برای كار مناسب سازمان ضروری است. (بهرنگی، 1374، ص 137)

- انگیزش و نیازها :

برخی از صاحبنظران رابطه نیاز و انگیزش را به این صورت توصیف كرده‌اند كه نیاز در فرد ایجاد محرك كرده و محرك باعث می‌شود فرد به سمت هدفی برای ارضای نیاز خود حركت كند و انگیزش اتفاق بیافتد. (الوانی، 1368)

 

نمودار فرایند انگیزش از طریق ارضای نیاز 2-1 (الوانی، 1368)

 

وظایف مدیران آموزشی شهرستان پاكدشت

این بخش به بیان وظایف مدیران آموزشی شهرستان پاكدشت كه بر مبنای آن این پژوهش انجام گرفته است اختصاص دارد:

¨ كیفیت بخشی به آموزش

1-    ارتقاء سطح كیفی و كمی جلسات شورای معلمین.

2-    تشكیل جلسات به صورت قطب‌بندی با موضوعات مشخص.

3-    تهیه شناسنامه آموزش مدارس شهرستان و تجزیه و تحلیل آنها.

4-    نظارت بر ارزشیابی فرایندمدار (آغازین- تكمیلی- پایانی).

5-    نهادینه كردن فرهنگ تحقیق و پژوهش در بین همكاران و دانش‌آموزان.

¨ تحكیم باورهای دینی با همكاری معاونت محترم پژوهشی

1-    ایجاد یكپارچگی و انسجام واقعی میان فعالیت‌های آموزشی و پرورشی.

2-    كسب مهارت خواندن قرآن كریم توسط دانش‌آموزان.

3-    مشاركت كامل معلمان و دانش‌آموزان جهت برپایی هرچه باشكوه‌تر نماز جماعت در مدارس.

4-    ایجاد شرایط مساعد برای ظهور ایده‌های نو در مسائل علمی و مذهبی.

5-    تقویت و شكوفایی عزت نفس و كرامت انسانی در سایه توجه به مسائل دینی.

¨ ارتقاء كارآمدی و اثربخشی فعالیت مدیران و معلمان

1-    معرفی كتب مدیریت و روش‌های نوین تدریس و برگزاری مسابقات.

2-    شناسایی و تشویق همكاران كارآمد و روش‌مدار.

3-    برگزاری دوره‌های آموزشی به صورت كارگاهی.

4-    برگزاری طراحی آموزشی و جشنواره‌ فرایندهای آموزش و گسترش «IT» در مدارس.

5-    فراهم نمودن شرایط لازم و مناسب برای تبادل تجربه و تعامل افكار و اندیشه‌ها.

¨ تقویت انگیزه تحصیلی و ایجاد حسن رقابت سالم بین دانش‌آموزان

1-    شناسایی و تشویق دانش‌آموزان موفق و تلاشگر.

2-    برگزاری مسابقات مختلف علمی و پژوهشی.

3-    برگزاری اردوهای علمی، تفریحی و زیارتی.

4-    معرفی حرفه‌های مختلف اعم از دانشگاهی و كارگاهی مرتبط با هر دانش‌آموز.

5-    برگزاری نمایشگاه دست‌ساخته‌ها و تولیدات دانش‌آموزان و تشویق بهترین‌ها.

¨ عدالت آموزش و ایجاد فرصت‌های آموزشی مناسب :

1-    شناسایی دانش‌آموزان دارای تكرار پایه و تقویت ایشان.

2-    شناسایی و جذب دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل.

3-    آموزش مهارت‌های زندگی و بهداشت روانی به دانش‌آموزان.

4-    تاكید بر تقویت بنیه علمی دانش‌آموزان.

5-    توسعه متوازن آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و مهارتی در سطح شهرستان.

نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور 1397 ساعت 07:23 ب.ظ توسط : آموزش یار | دسته :
  • [ نظرات ]